[ad_1]

(نظرات بیان شده در نظرات الزاماً منعکس کننده نظرات RFE نیست)

در اجلاس های اتحادیه اروپا (اتحادیه اروپا) که من به عنوان نماینده رسانه در 15 سال گذشته شرکت کرده ام ، و صدها مورد از آنها به دلیل بحران هایی که اتحادیه اروپا را در بر گرفته است ، وجود داشته است ، من رهبران سراسر جهان را دیده ام که می آیند و می روند قبل از بازگشت به دوره هیجان انگیز سیاست داخلی یا بازنشستگی ، چند لحظه توجه اروپا را جلب کنید.

اما یک ثابت در میان آنها وجود داشت: آنگلا مرکل ، صدراعظم در حال ترک آلمان.

اما این به زودی تغییر خواهد کرد.

و در حالی که کشورش آخر هفته رای خواهد داد ، بدون نام او در رای گیری – برای اولین بار از سال 2005 – ما نمی توانیم خونسرد باشیم و بگوییم که این پایان یک دوره نه تنها برای برلین بلکه برای اروپا نیز است. غرب.

ناگزیر بسیاری در روزها و هفته های آینده درباره آنچه از میراث او باقی خواهد ماند قضاوت خواهند کرد. و وقتی همه این جلسات در بروکسل را به خاطر می آورد ، چیزهای زیادی وجود دارد که می توان به او نسبت داد ، اما انتقادات زیادی نیز وجود دارد.

من او را “ملکه اروپا” نخواهم کرد و او را “رهبر جهان آزاد” اعلام نخواهم کرد ، اما او “فرا نایین” نیست که تمام ایده های بزرگ را وتو کرد ، و نه کاریکاتورهای او با سبیل هیتلر که تهمت پردازان او با کمال میل شایسته آن هستند. منتشر شده.

برای من ، چسب فقط چیزها را در یک مکان ، حداقل در سطح اروپا نگه داشت. اگرچه ممکن است هیچ چیز جذاب و باشکوهی در این مورد وجود نداشته باشد ، اما می ترسم اتحادیه اروپا آن را از دست بدهد.

همیشه می توان در بسیاری از اتاق های کنفرانس مطبوعاتی شورای اروپا که پس از اجلاس بروکسل برگزار می شود ، چیزی را دید. از لباس های نمایشی و رفتارهای عجیب و غریب نیکلا سارکوزی ، رئیس جمهور فرانسه ، امانوئل مکرون ، هموطن وی ، که درباره ایده های بزرگی ، تیزبینی دیوید کامرون ، نخست وزیر بریتانیا و حمله بی شرمانه به اتحادیه اروپا صحبت می کند ، تا ویکتور اوربان ، نخست وزیر مجارستان ، که شوخی می کند. درباره بوکس با روزنامه نگاران خارجی. چمدان های احمقانه. خاویر بتل ، که به طرز ماهرانه ای گفتار را به چهار زبان در چند دقیقه ترکیب می کند.

با این حال ، آنگلا مرکل بیشترین کنفرانس های مطبوعاتی را شرکت کرد. نه به این دلیل که او واقعاً لیاقت آن را داشت. او بیشتر دلگرم کننده ، آرام و متعادل بود. بیانیه های مطبوعاتی او جایی برای اظهارات ناگهانی ، عصبانیت یا اتهام زنی نبود ، حتی زمانی که او گاهی اوقات خودخواهانه جنبه خنده دار خود را نشان می داد. با این حال ، همه می دانند که با رفتن او مسئولیت تنها او را بر عهده گرفت.

مطمئناً او یک بیننده نبود ، اما یک مدیر بحران ماهر بود که تغییرات تدریجی یا اصلاً هیچ را ترجیح می داد. به همین دلیل است که اصطلاح “مرکلن” به معنای “بلاتکلیف” یا “هیچ کاری نکردن” به زبان عامیانه آلمانی وارد شده است.

مرکل هنگامی که بحران به منطقه یورو وارد شد ، “مرکل” بود و ترجیح داد از مالیات دهندگان و بانک های آلمانی محافظت کند و اصلاحات ساختاری دشوار و اقدامات ریاضتی را در کشورهای بلوک جنوبی که تقریبا اتحادیه را متلاشی کرد ، اجرا کند. نسلی از جوانان اروپایی از آینده اقتصادی ناامید شده اند ، که منجر به ایجاد شک و تردیدهای یوروسپتیک در جاهایی شد که قبلاً وجود نداشت. با این حال ، منطقه یورو بدون از دست دادن اعضای خود دست نخورده باقی ماند. حداقل تا بحران بعدی ، زیرا نه اتحادیه مالی واقعی و نه بانکی به درستی ساخته نشده اند.

از سوی دیگر ، مرکل به سرعت و جسورانه به بحران مهاجرت پاسخ داد – از میلیون ها نفر که از سوریه و دیگر کشورها فرار کرده اند استقبال کرد. اما این حسن نیت حتی در آلمان نیز دوام نیاورد ، که هنوز هم توسط گذشته عدم تحمل خود تسخیر شده است. کارکردن منطقه شنگن بدون گذرنامه دشوار است ، دیوارها و موانع دوباره در سرتاسر اروپا بالا می رود و هیچ پاسخ مشترکی برای سوال پناهندگی وجود ندارد. در عوض ، اتحادیه اروپا به توافق های مشکوک با رژیم های اقتدارگرا برای دور نگه داشتن مهاجران وابسته است. به عنوان پیامد مستقیم موج مهاجران در سال 2015 ، یک حزب راست گرای پوپولیست برای اولین بار پس از جنگ در بوندستاگ آلمان فعالیت کرد. در بسیاری از کشورهای دیگر اروپایی ، آنها قبلاً در قدرت هستند یا بسیار نزدیک به آن هستند.

ما به راحتی می توانیم او را متهم کنیم که برای مقابله با گرایش های غیر لیبرالی مجارستان و لهستان بسیار کم کار کرده است ، نسبت به چین سرد برخورد کرده ، برای رسیدن به توافق سرمایه گذاری به ضرر چندین کشور دیگر اتحادیه اروپا و واشنگتن و پذیرش اختلاف نظر متهم شده است. با وجود تخلفات کرملین ، خط لوله جریان 2 بدون خط لوله ادامه می یابد.

همه اینها با بی میلی او توضیح داده می شود ، که منافع تجاری قدرتمند آلمان را تضعیف می کند.

مرکل در داخل بسیاری از پیشنهادات چپ میانه مانند افزایش حقوق بازنشستگی ، حداقل دستمزد و حذف تدریجی انرژی هسته ای را پذیرفته است ، اما تا حد زیادی اصلاحات عمده اقتصادی را از جانب سلف خود آغاز کرده است.

با این حال ، ارتش هنوز کمبود بودجه دارد و از آن استفاده نمی کند ، انقلاب دیجیتالی وارد نشده است و س questionsالات مربوط به مالیات پیچیده یا سیستم اجتماعی کشور باز است. اینها برخی از تعهداتی است که مرکل به جانشین خود واگذار می کند.

با این وجود ، اتحادیه اروپا آن را از دست خواهد داد. وی از بسیاری جهات اظهارات هنری کیسینجر مبنی بر اینکه آلمان “برای اروپا بسیار بزرگ اما برای جهان بسیار کوچک است” را برطرف کرد.

او به خوبی می دانست که برای ترویج منافع برلین ، اتحادیه اروپا و ناتو باید با هم عمل کنند ، اما تصویر کشور نباید خیلی قوی باشد زیرا باعث ایجاد ترس در سایر کشورها می شود.

به همین دلیل است که بر وحدت کار می کند ، خواه به کمترین مخرج مشترک منجر شود یا نه. او از ایده ها ، اظهارات و اقدامات بزرگ اجتناب می کرد. و چنین چسبی محکم می ماند – هم در بروکسل و هم در برلین. اگر می خواهید اینطور باقی بماند ، باید منتظر فردی با همان هوش سیاسی باشید.

[ad_2]


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *