می نویسد: سرگئی خازوف-کاسیا و رابرت کوالسون

هیئت تحریریه می نویسد ، هشت سال پیش در مسکو ، دنیس 40 ساله الکسی را که در آن زمان دو ساله بود ، به فرزندی قبول کرد. رادیو آزاد اروپا به انگلیسی.

الکسی به عنوان یک کودک نوجوان الکلی مورد آزار و اذیت ، از ابتدای زندگی مشترکشان دچار مشکلات رفتاری شده است – افرادی که از این یتیم خانه بودند به دنیس گفتند که الکسی زیر میزها پنهان خواهد شد ، او صحبت نخواهد کرد و بیشتر او “وحشیانه” رفتار خواهد کرد. برای یادگیری درست راه رفتن ماه ها توان بخشی و ماساژ طول کشید.

دنیس به RSE گفت: “برای من عجیب بود که او هرگز چیزی مانند بچه های دیگر نمی خواست.” او از ترس عواقب ناشی از آن خواست که نام واقعی کودک در مقاله ذکر نشود. “او هرگز به تلویزیون توجه نکرد. وقتی برای اولین بار به فروشگاه رفتیم ، به نظر نمی رسید که او می فهمد شما می توانید در آنجا چیزهایی بخرید.”

اوقات مشترک آنها پر از چالش بود ، اما هیچ یک به اندازه آنچه که امسال تجربه کردند ترسناک نبود. مقامات الکسی را در ماه فوریه ربوده و او را به سرویس حفاظت از کودکان مسکو تحویل دادند. در تحقیقات جنایی درباره ادعای خشونت جسمی ، دنیس مورد سوال قرار گرفت ، البته به عنوان “شاهد”. پس از اینکه دادستان ها به او اشاره کردند که ممکن است او به زودی مظنون شود ، دنیس به توصیه یک وکیل از روسیه فرار کرد. او برای بازگرداندن الکسی به مبارزه از خارج ادامه می دهد.

محقق به وکیل دنیس گفت که دو مرد با لباس غیرنظامی که قبل از ترک دنیس از روسیه در بازجویی شرکت کرده بودند ، مأموران سرویس امنیت فدرال (FSB) بودند که مدتها دنبال آنچه بازپرس به عنوان یک خانواده “عجیب” توصیف می کرد ، بودند.: دنیس همجنسگراست ، و شریک زندگی و پدرخوانده الکسی یک آلمانی است که زمانی را بین آلمان و مسکو می گذراند.

پرستار بچه خانواده ، لودمیلا آبرامووا گفت که اتهام اینکه الکسی مورد آزار جسمی قرار گرفته است پوچ است.

آبراموا به RSE گفت: “پس از هشت سال ، به او گفته شد كه دو یا سه بار در گوشه بایستد.” “او معمولاً با محرومیت از شیرینی مجازات می شود. او عاشق بستنی و شیرینی است.”

آبرامووا افزود: “دنیس هر روز پس از کار ، آلوژا را با دوچرخه سوار می شد ، خسته یا ناخوشایند.” “آنها دو دوچرخه زیبا دارند که هنوز به دیوار آویزان هستند.”

دوچرخه های الکسی و دنیس در آپارتمان خود در مسکو.

دوچرخه های الکسی و دنیس در آپارتمان خود در مسکو.

یکی از معلمان الکسی که خواست نامش مشخص نشود ، موافقت کرد: “من هرگز باور نخواهم کرد که پدرش او را شکست داده است.” الکساندر کالوژسکی ، مربی شنای الکسی ، همین حرف را برای RSE زد.

پدر خوانده وی گفت که رفتار الکسی وقتی از کودکستان به مدرسه ابتدایی منتقل شد واقعاً مشکل ساز شد.

دنیس گفت: “او نمی خواست درس بخواند.” “او وسایل مدرسه را دور انداخت ، دور کلاس رفت ، چیزهایی را از بچه های دیگر گرفت … شکایت ها از روز اول شروع شد.”

بعد از دو ماه کلاس اول ، الکسی تا پایان سال به خانه فرستاده شد. دنیس سعی کرد معلمان را استخدام کند ، اما بیشتر آنها توسط رفتار الکسی رانده شدند. او الکسی را در سه مدرسه خصوصی ثبت نام کرد ، اما در هیچ یک از آنها سه ماه بیشتر دوام نیاورد.

دنیس گفت: “از نظر فکری ، الکسی خوب است.” “این برنامه به روز است. اما مسائل اجتماعی وجود دارد.”

كمسیون مدرسه به الكی توصیه كرد كه در كودكانی كه مشكل گفتاری دارند در برنامه خاصی ثبت نام كند ، اگرچه الكسی چنین مشكلی نداشت. هنوز هم این برنامه منابع بیشتر و کلاس های کمتری داشت.

با این حال ، الکسی به رفتار بد خود ادامه داد ، وسایل را از پنجره بیرون انداخت و یک بار معلم را گاز گرفت. او در یک رژیم خاص قرار گرفت – او نیمی از کلاسها را در خانه و نیمی از کلاسها را به صورت جداگانه با معلم مدرسه می گذراند.

وزارت آموزش و پرورش در مسکو و مدیریت مدرسه الکسی از صحبت در مورد این مقاله خودداری کردند.

الکسی کمی بهتر عمل کرد وقتی مدرسه مجبور شد به دلیل همه گیری COVID-19 در سال 2020 به آموزش از راه دور روی بیاورد. با این حال بلافاصله پس از بازگشایی مدرسه مشکلات وی ادامه یافت. دنیس گفت ، او از چهار معلم حمایت می کند ، اما پنجمی اغلب او را زودتر به خانه می فرستد.

“جستجوی بهانه”

دنیس گفت: “من این تصور را داشتم که صبر او نسبت به او تمام شده است.” “او شروع به انتقاد شدید از آلوژا به خاطر رفتار و اضطراب او کرد. در پایان سال 2020 ، مدرسه از والدین پرسید که آیا آنها قصد دارند فرزندان خود را سال آینده به مدرسه بفرستند. البته ، ما گفتیم که ما قصد داریم. “

دنیس ادامه داد: “آنها به شدت توصیه كردند كه آلجوشا به یك مدرسه ویژه كودكان خطرناك اعزام شود.” “ما به آنجا رفتیم و با دولت ملاقات کردیم ، اما … ما نمی خواستیم پسرم را به آنجا بفرستیم. فکر می کنم مدرسه ما به دنبال بهانه ای بود تا از شر ما خلاص شود.”

دنیس افزود که یافتن او طولی نکشید.

علاوه بر برنامه درسی ، الکسی دارای برنامه کامل فعالیتهای بدنی بود تا به او کمک کند تا تمرکز و صبر پیدا کند. رفتار او در این زمینه نیز مشکل ساز بود. دنیس گفت که آنها به استخرهای شنا و سالن های ورزشی زیادی رفته اند.

وی گفت: “گاهی اوقات یک ماه ، گاهی سه ماه طول می کشید ، اما آنها همیشه از ما می خواهند که دیگر نیاییم.”

در ماه فوریه ، الکسی هنگام درس شنا درگیری پیدا کرد و خود را بر روی یک نوار شناور برید تا مسیرها را جدا کند. مربی از دنیس شکایت کرد ، اما او را به عنوان دیگری در یک سری طولانی از حوادث مشابه دید.

با این حال ، به محض اینکه مدیر مدرسه متوجه کبودی در گردن الکسی شد ، با دنیس تماس گرفت. او از ماجرای استخر به او گفت ، اما سه ساعت بعد یک مشاور مدرسه تماس گرفت و از او خواست که به جلسه بیاید. در همان زمان ، مدرسه با یک پزشک و یک سرویس محافظت از کودکان تماس گرفت. الجوشا به کلانتری منتقل شد.

وقتی دنیس برای یافتن پسرش رفت ، او را به واحد تحقیقات بردند و از او بازجویی کردند.

پلیس به ویژه به کسانی که در آپارتمان با الکسی زندگی می کنند علاقه مند شد و در مورد “پدر دیگر او” س askedال کرد.

وقتی دنیس به بخش نوجوانان اعزام شد ، الکسی دیگر نبود. پلیس به او گفت او را به بیمارستان منتقل کردند. وقتی دنیس دلیل را پرسید ، آنها پاسخ دادند ، “زیرا ما نمی توانیم آن را به شما بدهیم.”

پلیس به او گفت که الکسی گفته است که نه تنها “دو پدر” او را بزرگ کرده اند بلکه مرتباً مورد ضرب و شتم قرار گرفته و اغلب گرسنه بوده است.

اتاق الکسی در مسکو

اتاق الکسی در مسکو

ناتالیا ولگینا ، روانشناس ، که با الکسی کار می کرد ، می گوید: “کودک تمایل به تخیل آسیب شناختی دارد.” “خانواده تأثیر بسیار خوبی ایجاد می کنند. پدر در همه مشاغل به طور فعال درگیر و درگیر است. ما می توانستیم ببینیم که همه چیز به درستی کار می کند.”

در ابتدا ، مددکاران اجتماعی به دنیس گفتند که کمیته در حال بررسی ادعاهای خشونت جسمی و جنسی است. اتهام اخیر به دلیل کمبود کامل شواهد رد شد. دنیس رسماً به عنوان شاهد طبقه بندی شد.

محققان از تمام معلمان و نزدیکان الکسی و همچنین دوستان دنیس س questionال کردند. دنیس گفت ، نه تنها مربی شنا ، که دید الکسی آسیب دیده است ، مورد سال قرار گرفت.

بازرسان و نماینده سرویس حفاظت از کودک در آپارتمان خانواده جستجو کردند. پس از جستجو ، محققان دوباره با دنیس تماس گرفتند. تلفن وی توقیف شد. از او سال شد که آیا او عمداً کودکی را “با مشکلات” به فرزندی پذیرفته است ، زیرا “او نمی فهمد که با او چه می کنند؟” دو افسر FSB با لباس شخصی بازجویی را زیر نظر داشتند.

بعداً محقق ویتالی مارتینف به وکیل دنیس گفت که آنها از FSB هستند و مدتی است که خانواده “عجیب” را دنبال می کردند. وی گفت آنها “می دانند” که دو “پدر” املاک ارزشمندی در خارج از کشور دارند و به قایق های تفریحی تعطیلات می روند. دنیس گفت این ادعاها خلاف واقع بوده و هیچ یک از آنها دارایی قابل توجهی یا قایق تفریحی ندارند.

“من به او گفتم ما او را دوست داریم”

به گفته این وکیل ، مارتینوف اشاره کرد که محققان اعتقاد ندارند که دنیس کار اشتباهی انجام داده است ، اما آنها می خواهند علیه شریک زندگی خود شهادت دهند.

اندکی پس از آن ، مارتینوف از دنیس خواست تا به دنبال یک چاپ نگار برود. وكیل نتیجه گرفت كه دنیس احتمالاً به عنوان مظنون پرونده منصوب می شود و حتی می توان او را نیز متهم كرد. او به دنیس توصیه کرد که کشور را ترک کند. تقریباً در همان زمان ، محققان به دنیس اشاره کردند که می تواند کل معامله را با نه میلیون روبل (125000 دلار) رد کند. بدون تضمین نتیجه موفقیت آمیز ، دنیس نمی خواست در کلاهبرداری رشوه شرکت کند.

الکسی به مرکز حمایت از خانواده ها و کودکان در مسکو تحویل داده شد. دنیس گفت که وضعیت پسرش به طور قابل توجهی وخیم شده و رفتار او حتی بی ثبات تر شده است. در یک لحظه وی در بیمارستان بستری شد.

میز الکسی  این نگرانی وجود دارد که ممکن است رشد تحصیلی پسر در مراقبت های نهادی دچار شود.

میز الکسی این نگرانی وجود دارد که ممکن است رشد تحصیلی پسر در مراقبت های نهادی دچار شود.

با این حال ، مقامات یا درخواست مادر دنیس ، مادربزرگ الکسی ، برادر دنیس و پرستار بچه خانواده را نپذیرفتند تا به آنها اجازه دهند از الکسی در طول دادگاه مراقبت کنند. مادر دنیس و دیگران بارها اجازه ملاقات با الکسی را خواستند ، اما هیچ یک از درخواست های آنها پذیرفته نشد.

دنیس و پرستار بچه می توانستند چندین بار با پسر صحبت کنند و او را ترغیب کنند که برای بازگرداندن او بجنگد.

آبرامووا ، که الکسی او را “مادربزرگ” می نامد ، گفت: “به او گفتند که پدرش برای یک سفر کاری است.” “او گریه کرد و به من گفت:” من می خواهم به خانه بروم. درد می کند. “وقتی از او پرسیدم کجا درد می کشد ، او گفت ، مادربزرگ قلب من کجاست؟” مثل این است که زنبور عسل مرا نیش زده است. “

همچنین مقامات از ارسال هرگونه بسته برای الکسی به خانواده خودداری کردند. او مجبور می شود لباس هایش را به یتیم خانه بپوشد. طی یک تماس تلفنی ، او درخواست دستمال مرطوب برای استفاده در توالت کرد. وقتی مسئولان توافق کردند بسته را از پدرخوانده الکسی در روز تولدش بگیرند ، خبرنگار رادیو آزادی در آنجا حضور داشت.

آبراموا گاهی برای تماشای بازی الکسی به پرورشگاه می رود.

وی به رادیو آزادی گفت: “من (اخیراً) به یتیم خانه رفتم و بازی بچه ها را از حصار تماشا کردم.” او با یک مددکار اجتماعی بیرون رفت و من را دید. او با فرياد ، مادربزرگ! مادربزرگ! او در حصار گرفتار شد و مجبور شد توسط یک مددکار اجتماعی ربوده شود. من به او گفتم که ما قطعاً او را پس خواهیم داد ، او باید صبور باشد و ما او را دوست داریم. “

برای تبدیل شدن به کسی؟

پس از درخواستهای بیشمار ، دنیس اجازه یافت با پزشک م .سسه صحبت کند. دنیس به یاد می آورد: “پاسخ های دکتر کوتاه بود.” “اشکالی ندارد. بیاموزید.”

طی چند هفته از رفتن دنیس از روسیه ، پرونده متوقف شده است.

دنیس گفت: “من فکر می کنم که با رفتنم مهمانی آنها را خراب کردم.” “بدیهی است که آنها هیچ مدرکی مبنی بر گناه پیدا نکردند ، به جز سخنان کودک در مورد دو پدر و مانند آن … کودک همیشه در دید بود. او هر روز به مدرسه می رفت. او هفته ای سه یا چهار بار شنا کرد ، جایی که مربی آنها آنها را همراهی می کرد تا “اگر او را کتک می زدند ، کسی چیزی را می دید. آنها نمی توانند مراحل کیفری را ادامه دهند. آنها نمی توانند من را به عنوان یک مظنون معرفی کنند.”

وکیل دنیس ، آرتیم لاپوف از گروه Stimula برای حقوق LGBT ، با طرح چندین دادخواست از بازرسان خواستار تحویل سندی شد که دستور می دهد الکسی را از خانه اش ببرند.

از آنجا که دفتر کمیته تحقیق مسئول این پرونده در منطقه ای متفاوت از منطقه ای که دنیس در آن زندگی می کند واقع شده است ، دادگاه ها با استناد به موضوع صلاحیت از رسیدگی به پرونده وی خودداری کردند.

دنیس گفت: “ما نمی دانیم از کجا شکایت کنیم.” وی افزود: “ما تلاش كردیم كه به این ردها اعتراض كنیم اما دادگاه شهر مسكو از رسیدگی به هر دو شكایت خودداری كرد.”

روانشناس آلجونا سینكویچ از سازمان غیردولتی داوطلبان برای یتیمان به رادیو آزادی گفت كه سرنوشت الكسی در یك م institutionسسه دولتی احتمالاً رقت انگیز خواهد بود.

وی گفت: “وقتی چنین کودکی وارد سیستم شود ، احتمالاً در بیمارستان بستری خواهد شد.” “او به احتمال زیاد در یتیم خانه ای به سر می برد ، جایی که سعی خواهد کرد – برای استفاده از یک حسن تعبیر -” او را آرام کند. “در واقع ، این بدان معناست که او داروهای روانگردان خواهد بود تا برای دیگران خطر کمتری داشته باشد.

وی افزود: “انجام چنین کاری کاملاً اشتباه است ، اما من نمی توانم به کسی حمله کنم.” وقتی کودکان زیادی در یک گروه زندگی می کنند و یک کودک از این دست وجود دارد ، بزرگسالانی که مسئولیت سلامتی همه را دارند نمی توانند همیشه آن را تحت کنترل داشته باشند ، اما تنها راه این است. اما آیا این راه برای آلجوشا خوب خواهد بود؟ وجود ندارد “

در نهایت ، وی پیش بینی کرد ، چنین شخصی زندگی خود را در یک م psychسسه روانپزشکی برای بزرگسالان سپری خواهد کرد.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *